ابراهيم عاملي ( موثق )
116
تفسير عاملي ( فارسي )
برداريد و به كار شايسته و پسند اقدام كنيد . « كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا » 62 طبرى : يعنى پيش از اين سخن و ادّعا انتظار داشتيم در ميان ما آقائى و سيادتى نصيب تو شود . نيشابورى : ابن عبّاس گفته است : يعنى تو فاضل و نيكوكارى بودى و بر خودمان همگى جلوت ميداشتيم ، و بعضى گفتهاند : يعنى تو را مردى صالح و رشيد و عاقل و صاحب نظر ميدانستيم ، و بعضى گفتهاند : تو بر فقرا مهربان بودى و براى بيچارگان يار و معين و از بيماران عيادت ميكردى و ما گمان ميبرديم كه يار و دوست ما هستى و موافق با دين ما پس چه شد كه دشمن شدى ؟ « وَآتانِي مِنْه رَحْمَةً » 63 طبرى : يعنى خداوند پيغمبرى و حكمت و اسلام به من داده است . « فَما تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ » طبرى مجاهد گفته است : يعنى به من چيزى نمى - افزائيد مگر زيان خودتان . فخر : يعنى اين دعوت و سخن شما موجب خسارت من ، و نابودى كار من است . « هذِه ناقَةُ اللَّه » 63 كشف نوشته : « ناقة اللَّه خوانند تعظيم را كالكعبة الَّتى اضافها اللَّه اليه تشريفا و تعظيما فقال : طهّر بيتى » . « خِزْيِ يَوْمِئِذٍ » 66 مجمع : با كسر و فتح ميم « يومئذ » خواندهاند « 1 » ، و نيز در
--> ( 1 ) آنان كه بفتح خواندهاند گويند از مضاف اليه كسب مبنيت كرده است . و توضيح مطلب آنست كه بعض اسماء شايعهاند براى همه چيز و بعضى مخصوصند و اسماء شايعه بر دو قسمند پاره اى مبنى هستند مثل « أين » و « كيف » و « متى » چون متضمّن معنى حرفند ، و بعضى معربند مانند « مثل » و « يوم » و اين قسم دوّم شديد الاستعدادند براى مبنى شدن چون شبيهند به اسماء شايعه مبنيّه و با اندك بهانه اى مبنى ميشوند ، و امّا اسماء مخصوصه كه شايع نيستند مانند « غلام » و « رجل » استعداد مبنى شدن ندارند از اين جهت « مثل » و « حين » با آنكه معربند ممكن است باضافه بمبنى مبنى شوند و اما « غلام » و « رجل » باضافه بمبنى مبنى نميشود . و آنان كه بكسر خواندهاند گويند مضاف اليه « خزى » است . ( مصحّح )